چگونه با نظریه انتخاب گلاسر، کلاسی آرام، منظم و باانگیزه داشته باشیم؟
یکی از مهمترین دغدغههای هر معلم، داشتن کلاسی است که دانشآموزان در آن با آرامش یاد بگیرند، به قوانین احترام بگذارند و با انگیزه در فعالیتهای آموزشی شرکت کنند. بسیاری از معلمان برای رسیدن به چنین کلاسی، از روشهایی مانند تذکرهای مداوم، سختگیری یا تنبیه استفاده میکنند؛ اما تجربه نشان داده است که کنترل بیرونی همیشه نمیتواند باعث تغییر پایدار رفتار دانشآموزان شود.
ویلیام گلاسر، روانپزشک و نظریهپرداز حوزه روانشناسی، معتقد بود انسانها بیشتر زمانی رفتار مناسبی نشان میدهند که احساس کنند انتخاب کردهاند، به آنها احترام گذاشته میشود و نیازهای اساسیشان مورد توجه قرار میگیرد.نظریه انتخاب گلاسر به معلمان کمک میکند به جای تمرکز صرف بر کنترل رفتار دانشآموزان، به ایجاد رابطه، افزایش مسئولیتپذیری و ایجاد انگیزه درونی توجه کنند.
نیاز های اساسی یک دانش آموز در نظریه انتخاب گلاسر چیست؟
ویلیام گلاسر در نظریه انتخاب بیان میکند که رفتار انسانها معمولاً تلاشی برای برآوردهکردن نیازهای اساسی آنهاست. او پنج نیاز اصلی را معرفی میکند:
۱. نیاز به امنیت و آرامش (بقا)
دانشآموز باید احساس کند کلاس محیطی امن است؛ جایی که میتواند سؤال بپرسد، اشتباه کند و از اشتباهاتش یاد بگیرد.
۲. نیاز به عشق و تعلق
کودکان و نوجوانان نیاز دارند احساس کنند عضو ارزشمند گروه هستند. رابطه مثبت معلم با دانشآموز، پایه بسیاری از رفتارهای مطلوب در کلاس است.
۳. نیاز به احساس توانمندی و موفقیت (قدرت)
هر دانشآموزی نیاز دارد احساس کند توانمند است و میتواند پیشرفت کند. توجه به تلاش و پیشرفت، این احساس را تقویت میکند.
۴. نیاز به آزادی و انتخاب
دانشآموزان دوست دارند در برخی فعالیتها احساس اختیار داشته باشند. انتخابهای کوچک میتواند همکاری آنها را افزایش دهد.
۵. نیاز به تفریح و لذت
کلاسی که در آن تجربه، بازی، فعالیت و هیجان وجود دارد، میتواند علاقه دانشآموزان به یادگیری را بیشتر کند و باعث یادگیری عمیق تر شود.
۷ راهکار عملی ایجاد کلاس موفق بر اساس نظریه انتخاب گلاسر
۱. رابطه را قبل از قانون قرار دهید
یکی از مهمترین پیامهای گلاسر این است که قوانین کلاس زمانی اثربخشتر هستند که در کنار رابطهای مناسب و محترمانه بین معلم و دانشآموز قرار بگیرند.
جملهای مشهور که اغلب به مایا آنجلو نسبت داده میشود، میگوید: «مردم آنچه را گفتید فراموش میکنند، آنچه را انجام دادید فراموش میکنند، اما هرگز احساسی را که در آنها ایجاد کردید فراموش نمیکنند.»
این جمله یادآور این است که تجربه دانشآموز از کلاس فقط به محتوای درس محدود نمیشود؛ بلکه احساسی که در ارتباط با معلم و محیط کلاس پیدا میکند نیز اهمیت زیادی دارد.
گاهی یک گفتوگوی کوتاه، پرسیدن درباره علایق دانشآموز یا تشویق یک تلاش کوچک، میتواند رابطهای قوی ایجاد کند. بهجای اینکه همیشه اولین واکنش ما به رفتار نامناسب، تذکر یا سرزنش باشد، بهتر است ابتدا تلاش کنیم رابطهای ایجاد کنیم که زمینه همکاری و تغییر رفتار را فراهم کند.
۲. به دانشآموزان فرصت انتخاب بدهید
یکی از نیازهای مهم انسان، احساس آزادی است. البته انتخاب دادن به معنای بیقانونی نیست. معلم میتواند در چارچوب مشخص، انتخابهای کوچک ایجاد کند.
برای مثال:
وقتی قرار است دانشآموزان یکی از آزمایشهای درس چهارم علوم را انجام دهند، به جای اینکه همه دانشآموزان را ملزم به انجام یک آزمایش مشخص کنیم، میتوانیم چند گزینه در اختیار آنها قرار دهیم و اجازه بدهیم هر دانشآموز یا گروه، آزمایشی را که بیشتر به آن علاقه دارد انتخاب کند. این انتخاب ساده باعث میشود دانشآموز احساس مشارکت و مسئولیت بیشتری در یادگیری خود داشته باشد.
۳. به جای کنترل کردن، مسئولیتپذیری را آموزش دهید
یکی از مهمترین پیامهای نظریه انتخاب گلاسر این است که ما نمیتوانیم رفتار دیگران را مستقیما کنترل کنیم؛ تنها کسی که میتوانیم کنترل کنیم، خودمان هستیم. تلاش برای کنترل مستقیم دانشآموزان، معمولاً باعث مقاومت، کاهش ارتباط و ایجاد تنش بیشتر میشود؛ اما آموزش مسئولیتپذیری به دانشآموز کمک میکند یاد بگیرد انتخابهای خودش را بررسی کند و برای رفتارهایش مسئولیت بپذیرد.
برای مثال، اگر دانشآموزی تکلیفش را انجام نداده است، به جای سرزنش کردن یا گفتن «چرا همیشه تکالیفت را انجام نمیدهی؟» میتوان گفت:
«چی باعث شد امروز نتونی تکلیفت رو بنویسی؟ مشکلی پیش اومد؟»
«فکر میکنی این انتخابی که کردی، آخرش به نفع خودت بود یا نه؟»
«برای اینکه دفعه بعد این اتفاق تکرار نشه، فکر میکنی چه کاری میتونی انجام بدی؟»
گاهی بهترین کمک معلم، گفتن یک راهحل آماده نیست؛ بلکه پرسیدن سؤالی است که باعث شود دانشآموز خودش فکر کند، انتخابهایش را بررسی کند و برای بهتر شدن راهی پیدا کند.نکته اینجاست که وقتی دانشآموز خودش به نتیجه میرسد، احساس مسئولیت بیشتری نسبت به تغییر رفتار خودش پیدا میکند.
۴. موفقیت را برای همه دانشآموزان قابل تجربه کنید یکی از نیازهای مهم انسان، احساس توانمندی است.
اگر فقط دانشآموزان قوی تشویق شوند، برخی دانشآموزان به این نتیجه میرسند که موفقیت برای آنها امکانپذیر نیست.
معلم میتواند موفقیت را در شکلهای مختلف ببیند:
پیشرفت نسبت به گذشته
تلاش بیشتر
همکاری با گروه
مسئولیتپذیری
بهترشدن رفتار
گاهی یک جمله ساده مانند «امروز نسبت به هفته قبل پیشرفت کردی» میتواند انگیزه زیادی ایجاد کند.
۵. کلاس را به محیطی جذاب تبدیل کنید
یادگیری زمانی بهتر اتفاق میافتد که دانشآموز در کلاس احساس علاقه و مشارکت داشته باشد. استفاده از روشهایی مانند:
بازیهای آموزشی
فعالیتهای گروهی
پرسشهای چالشی و مسابقه
آزمایش و تجربه
داستانگویی
یکی از روشهایی که میتواند فضای کلاس را جذابتر کند و من از آن استفاده میکنم، استفاده از قرعهکشی برای پرسشهای کلاسی یا فعالیتهای تفریحی است. این روش ساده، در کنار سایر فعالیتهای جذاب، میتواند مشارکت دانشآموزان را افزایش دهد و نیاز آنها به تفریح و تجربه یادگیری لذتبخش را پاسخ دهد.
۶. قوانین کلاس را با مشارکت دانشآموزان ایجاد کنید
وقتی قوانین فقط از طرف معلم اعلام شوند، ممکن است دانشآموز آنها را محدودیت بداند. اما اگر دانشآموزان در ساخت قوانین نقش داشته باشند، احساس مسئولیت بیشتری خواهند داشت. برای مثال در ابتدای سال میتوان پرسید:
«چه قوانینی کمک میکند همه ما بهتر یاد بگیریم؟»
این سؤال ساده، دانشآموزان را از دریافتکننده قانون به سازنده قانون تبدیل میکند.
۷. رفتار را اصلاح کنید، نه شخصیت را
یکی از اصول مهم در ارتباط با دانشآموزان این است که بین «فرد» و «رفتار» تفاوت بگذاریم.
به جای گفتن:
«تو همیشه بینظمی.»
بهتر است بگوییم:
«امروز وسایلت را نیاوردی. دفعه بعد چطور میتوانی کاری کنی که یادت بماند؟»
وقتی شخصیت دانشآموز مورد حمله قرار نگیرد، احتمال تغییر رفتار بیشتر میشود.
اشتباهاتی که با نظریه انتخاب گلاسر کمتر توصیه میشوند
بر اساس دیدگاه گلاسر، استفاده زیاد از کنترل بیرونی میتواند رابطه معلم و دانشآموز را تضعیف کند. نمونههایی از این رفتارها عبارتاند از:
- تهدیدهای مداوم
- تحقیر دانشآموز
- مقایسه کردن دانشآموزان
- برچسب زدن
- استفاده افراطی از تنبیه
- ایجاد ترس به عنوان عامل اصلی یادگیری
این روشها ممکن است در کوتاهمدت سکوت ایجاد کنند، اما همیشه به ایجاد مسئولیتپذیری منجر نمیشوند.
جمعبندی
نظریه انتخاب گلاسر به ما یادآوری میکند که مدیریت کلاس فقط به معنای ساکت نگه داشتن دانشآموزان نیست؛ بلکه ایجاد محیطی است که دانشآموزان در آن احساس امنیت، تعلق، موفقیت و مسئولیت کنند. معلمی که به جای کنترل دائمی، رابطه مثبت ایجاد میکند؛ به جای اجبار، فرصت انتخاب میدهد؛ و به جای تنبیه، مسئولیتپذیری را آموزش میدهد، میتواند کلاسی آرامتر و یادگیرندهتر بسازد.
هدف نهایی یک کلاس موفق این نیست که دانشآموزان فقط از قوانین پیروی کنند؛ بلکه این است که یاد بگیرند انتخابهای بهتری داشته باشند.